ميرزا قهرمان امين لشكر
68
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
تنها در دورشكهء يدكى جناب امير نظام نشستم . در بين راه قريب نيم ساعت باران شديدى هم آمد . وارد منزل قراچمن شديم . شب را معتمد الخاقان عليرضا خان گروسى پسر مرحوم زين العابدين خان داماد و جناب مستطاب امير نظام با يكى ديگر در چادر من بودند . پس از صرف شام خوابيدم . صبح جمعه 2 شهر رمضان المبارك است از خواب برخاستم آقاجان را خواستم نزد من آمد و گفت اسبهاى دورشكه نمىروند بايد در اين منزل قراچمن باشند كه رفع خستگى نمايند . بعد بفرستيد ببرند . بعد سوار شدم و با حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه و جناب امير نظام درب سراپردهء همايونى حاضر شديم تا قبلهء عالم بيرون تشريففرما شدند و سوار شدند . در بين راه در سر سوارى به جناب امير نظام در باب فروختن جماعت مكرى به تبعهء خارجه بعضى فرمايشات فرمودند . در موقع ناهارگاه اعليحضرت همايونى كه نزديك كاروانسراى شاه عباس بود خرگوشى در اينجا بيرون آمد . اعليحضرت شاهنشاهى روحنا فداه تيرى انداختند و خرگوش را شكار فرمودند . من در آفتابگردان جناب امير نظام دام اقباله العالى به اتفاق صرف ناهار كرديم و سوار شديم به منزل حاجى آقا وارد شديم . با جناب مستطاب اجل آقاى امير نظام مد ظله العالى و جناب ساعد الملك به منزل جناب علاء الدوله ديدن رفتيم نبودند . على خان حاكم ارومى را هم در منزل جناب امير نظام ديدم كه از اردو آمده است . پس از آن به چادر خودم آمدم . سليم خان سرتيپ چاردولى در چادر من آمد و مذكور داشت ميرزا حسين خان و والدهاش وارد تبريز شدند . عليرضا خان سرتيپ گروس هم بود . امروز يوم شنبه 3 شهر رمضان المبارك از قريهء حاجى آقا حركت نموده پيش از حركت موكب مسعود مبارك با جناب ساعد الملك به كنار قورىگل براى ناهار پياده شديم . در اين بين جناب اعتماد السلطنه وزير انطباعات هم تشريف آوردند ، به اتفاق ايشان ناهار صرف شد و سوار شده به ميانج آمديم . نزديكى نعمتآباد اردوى حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه و جناب امير نظام را زده بودند . من به چادر خودم وارد شدم و علما محض استقبال موكب